ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
26
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
مى پندارد كه رسول خدا براى مردم است و هيچكس ، در اين اعتقاد ، از او پيروى نكرده است ، جز همين نوجوان كه او هم برادر زادهء من است و اين بانو كه همسر اوست . عفيف مى گويد به عباس گفتم شما در اين باره چه مى گوييد گفت : منتظريم ببينيم شيخ چه مىكند ، و منظورش ابو طالب بود . ابو طالب كفالت پيامبر ( ص ) را از كودكى بر عهده گرفته است و در بزرگى از او حمايت كرده و از گزند مشركان قريش باز داشته است و به خاطر پيامبر ( ص ) متحمل سرزنش بسيار و رنج و زحمت فراوان شده است و در نصرت پيامبر و قيام كردن در كار آن حضرت شكيبايى كرده است . در خبر است كه چون ابو طالب درگذشت به پيامبر ( ص ) وحى و گفته شد : از مكه بيرون شو كه ناصر تو درگذشت . براى على ( ع ) ، علاوه بر داشتن شرف چنين پدرى ، اين شرافت هم فراهم است كه پسر عمويش محمد ( ص ) سرور همهء پيشينيان و آيندگان است و برادرش جعفر است كه داراى دو بال در بهشت است و پيامبر ( ص ) به او فرمودند : اى جعفر ، تو از نظر خلق و خلق و خوى شبيه منى ، و جعفر از شادى چهرهاش درخشان شد . همسر على ( ع ) سرور همهء زنان دو جهان است و دو پسرش سروران جوانان بهشتند . نياكان پدرى و مادرى او همگى نياكان رسول خدايند ، و او آميخته با خون و گوشت پيامبر است ، و از آنگاه كه خداوند آدم را بيافريد آن دو از يكديگر جدا نبودند و از عبد المطلب به دو برادر يعنى عبد الله و ابو طالب منتقل شدند و مادر عبد الله و ابو طالب هم يكى است و از آن دو برادر ، دو سرور مردم به وجود آمدند ، يكى نخستين و ديگرى دومين ، يكى منذر و بيم دهنده و ديگرى هادى و رهنمون . و من چه بگويم در مورد مردى كه از همهء مردم بر هدايت پيشى گرفت و به خداى ايمان آورد و او را پرستيد و عبادت كرد ، در حالى كه همگان سنگ مى پرستيدند و منكر خدا بودند . هيچ كس بر توحيد و يگانه پرستى بر او سبقت نگرفته است مگر آن كس كه بر هر خيرى از همگان گوى سبقت در ربوده و او محمد رسول خداست كه خداى بر او و خاندانش درود فرستاده است .